تبليغاتX
Anti Boy

Anti Boy

الهي به مردان در خانه ات             به ان زن ذليلانه در خانه ات

به انان که در بچه داري تک اند        يلان عوض کردن پوشک اند


به انانه که با ذوق و شوق تمام      به مادر زن خود بگويند مامان


به انان که دامن رفو مي کنند        ز بعد از رفويش اتو مي کنند


به ان قوم سبزي پزان قدر            به ان مادران به ظاهر پدر


الهي به اه دل زن زليل                به ان اشک چشمان ممد سبيل


که ما را بر اين عهد استوار          از اين زن زليلي مکن بر کنار

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 22:4 توسط JoOJoO NayNay |


مدل(جنتلمن):این مدل که تعدادشون واقعا معدوده ان دسته

پسرهایی هستند که علاوه بر با ادب و درسخوان بودن با

شخصیت نیز هستند و برای خود و دیگران احترام قائلند.(امیدوارم

اقاپسرهایی که از وبلاگ من دیدن میکنند جز این دسته باشند)

 

(مدل بد دهان): این مدل پسرانی (متاسفانه)بی ادب هستند که

 هر صحبتیکه میکنند باید۲۰ تا فحش همراش باشه.

 

مدل(خشن):این مدل افرادی هستند که همیشه ابروهاشون

رفته تو هم که مبادا کسی جرات کنه بهشون بگه بالا چشات ابرو

 هست.

 

مدل(مغرور):این مدل ان دسته پسرهایی هستند که همیشه

هنگام راه رفتن سراشون رو به اسمونه و مثل اسب قدم بر

میدارن و طوری به دیگران نگاه میکنن که انگار از مردم ارث پدر

طلب دارن.

 

مدل(سوسول):این مدل افرادی رو شامل میشه که هیچ وقت تو

زندگی مستقل نبودن و همیشه وقتی به مشکلی بر خوردن یه

نفر کمکشون کرده و حالا هم که بزرگ شدن انقدر اراده ندارن که

مشکلاتشونو خودشون حل کنند.

 

 

مدل(خر خون):این مدل افراری هستند که از مدرسه که بر

میگردن خونه تا شب کتاب رو میشکافند تا کلاس بیان بگن ما

درسمون خوبه اما اگه تو بحرشون بری می بینی هیچ چیز بلد

نیستند.

 

مدل(ضد دختر):این مدل پسرا دشمنای خودم هستند با ین تفاوت

که خطاب به دخترا عمل میکنند و فقط منتظرن دخترا یه

اشتباهی بکنند تا ۲۰ سال بعد هر جا رفتن ماجرا را تعریف کنن و

بخندن  (البته من اصلا دوست ندارم به اشتباه پسرا بخندم اما با پسرای بد متضاد

 هستم.)

 

مدل(تیپ زن):این افراد در زندگی فقط یک چیز را در یافتند خوش

 تیپ باشم !و از صبح تا شب کنار اینه یا دارن به موهاشون ژل

میزنن یا دارن به صورتشون کرم میمالن یا ... .

 

مدل(شیطون):این مدل از سرکار گذاشتن و اذیت کردن دیگران

لذت می برن و همیشه در حال مزه ریختن هستن و به جز

شیطونی کاری بلد نیستند.(که من از این دسته خوشم می یاد)

 

مدل(خجالتی):این مدل شامل پسرهایی است که از زمین و

زمان خجالت میکشن و پیش دیگران همیشه سرشون پایینه و

انقدر ساکتن که انگار زبون ندارن اما تو خونه یه اتشی میسوزونن

که بیا و ببین.

مدل( زور گو ):این مدل پسرا به جز زورگویی چیزی بلد نیستند و

اگر چیزی باب میلشون نباشه چنان اتیشی به پا می کنن که

نمیشه راجعه بهش صحبت کرد.

 

مدل(کشف نشده):اقاپسرهایی که مطالب بالا را ملاحظه

فرمودن و جز هیچ دسته ای نبودن جز مدل عجیبی به نام مدل 

 کشف نشده هستند اما من قول میدم به زودی شما رو هم

کشف کنیم.

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 21:59 توسط JoOJoO NayNay |


 

تو بيمارستان، جايي كه يكي از افراد فاميل كه به طرز مرگباري مريض بود،

بستري شده بود، همه قوم و خويشها تو اتاق انتظار جمع شده

بودن .

بالاخره دكتر وارد شد ، با نگاهي خسته ، ناراحت و جدي
.

دكتر در حالي كه قيافه نگراني به خودش گرفته بود گفت
:

"متاسفم كه بايد حامل خبر بدي براتون باشم ,

تنها اميدي كه در حال حاضر براي عزيزتون باقي مونده، پيوند مغزه ."

"
اين عمل ، كاملا در مرحله أزمايش ، ريسكي و خطرناكه

ولي در عين حال راه ديگه اي هم وجود نداره,

بيمه كل هزينه عمل را پرداخت ميكنه

ولي هز ينه مغز رو خودتون بايد پرداخت كنين ."

اعضا خانواده در سكوت مطلق به گفته هاي دكتر

گوش مي كردن , بعد از مدتي بالاخره يكيشون

پرسيد :" خب , قيمت يه مغز چنده؟";

دكتر بلافاصله جواب داد :"5000$ براي مغز يك مرد و 200$ براي مغز يك زن
."

موقعيت نا جوري بود , أقايون داخل اتاق سعي

مي كردن نخند ن و نگاهشون با خانمهاي داخل اتاق

تلاقي نكنه , بعضي ها هم با خودشون پوز خند مي زدن !


بالاخره يكي طاقت نياورد و سوالي كه پرسيدنش

آأرزوي همه بود از دهنش پريد كه : "چرا مغز آقايون

گرونتره ؟ "

دكتر با معصوميت بچگانه اي براي حضار داخل اتاق

توضيح داد كه : " اين قيمت استاندارد عمله ! بايد

يادآوري كنم كه مغز خانمها چون استفاده ميشه،

خب دست دومه و طبيعتا ارزونتر !!!!!!!!!!!!!! . "

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 21:51 توسط JoOJoO NayNay |


۱. واسه اینکه وقتی سوار اتوبوس میشن اگه صندلی ها هم خالی باشه میرن ته اتوبوس، تو ترافیک، چله تابستون، 1 ساعت سرپا وای میستن، شاید بند کیفه دختره گیر کنه بهشون. 

۲. واسه اینکه وقتی تو خیابون راه میرن، کافیه فقط یه دختری از کنارشون رد شه، گردن نیست لامسب( معذرت، آخه آدم عصبی میشه دیگه)، مثل جغد 180 درجه گردنشون می چرخه. 

۳. واسه اینکه وقتی یه ماشین گیرشون میاد، پا میشن میرن یه جایی مثله جردن، اونجا صد بار یه خیابون رو بالا و پایین میرن، 100 بار بوغ میزنن و 200 بار ترمز، بعدشم میزنن به یه پیر زنه، اون موقع هستش که آخر روز میشه.اون لحظه  آرزو می کنن که برن تو توالت عمومی خودشون رو دار بزنن.(ربطش رو به توالت عمومی خودت پیدا کن)

۴. واسه اینکه وقتی میرن کوه، پشت دختره میرن بالا از کوه، بعدش کم میارن و رنگشون سرخ میشه و تازه می فهمن که دختره کوهنورد بوده

۵. واسه اینکه وقتی حس غرورشون گل میکنه میبینن دختره داره با یه پسره دیگه دعوا می کنه میرن جلو، با پسره دعوا میکنن، بعدش که خوب کتکه رو خوردن می فهمن که یارو داداشش بوده

۶. واسه اینکه وقتی یه دختر کنار پسره میشینه تو تاکسی، و پسره می خواد استفاده ی معنوی ببره، 10 برار مسیرش رو میره تا با دختره باشه، وقتی که دختره پیاده میشه، میره تو رویا، اون وقته که می فهمه به جای میدون ولیعصر، رسیده به تجریش. و وقتی که  با تاکسی بر می گرده ، می فهمه که تمام پولش رو داده به تاکسی قبلیه، و اونجا یکم مشتمال میبینه از راننده تاکسیه و بعدش فحشه که به خودش میده.   

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 21:43 توسط JoOJoO NayNay |


 

با اینکه بابایم می گوید دهانم هنوز بوی پفک می دهد ولی من تو را عاشق می باشم،

ای دختر همساده! هر بار که با موهای دمب موشی ات به حیاط می ایی تا لی لی بازی کنی و هی دماغت را بالا می کشی از بس هوا سرد می باشد، دل کوچک من خیلی غنج می رود.

ان روز که در استپ هوایی توپ را بالا انداختی که ''کودک فهیم'' و من سوزیدم، فهمیدم که در گلویت گیر کرده می باشم و اصلا فکر نمی کنم که تو از ممد فرنگیز خانوم اینا با ان کت شلوار مسخره اش خوشت می اید.

من از تو خیلی دلگیر می باشم    از بس عباس اقای بقال محله لپ تو را کشید که ''کوچولو چی می خوای؟'' و تو بی حیایانه خندیدی و من تا صبح ماهواره ممد فرنگیز خانوم اینا را تماشا کردم که غیرت خونم نرمال شود.

من هر روز لب پنجره منتظرت می نشینم و با دستان کوچولویم هی گیتار می زنم که ''چه خوشگل شدی امروز'' و تو از سرویس مدرسه پیاده می شوی و در حالی که با راننده گنده بک سرویس بای بای می کنی و وسط کوچه مقنعه ات را در می اوری و من ''دلم تنگه برادرجان'' می خوانم و با سوزیدنم می سازم. ان یکی روز که معلمتان ''من بادام دارم'' درس داد و تو گریان امدی   که ''دلم بادام می خواهد'' من به تو خیلی بادام دادم و تو خندیدی   و نفهمیدی که من به چه دلهره از اجیل فروشی سر کوچه بادام را دزدیدم و اقاهه به من گفت:'' فسقلی الدنگ!''

تو خیلی خوشگل قشنگ می باشی    ولی هیچ وقت به زیبایی خانم معلم ما که فامیل سوفیالورن اینا می باشد نمی رسی و بابایم عاشق او می باشد   و به زودی با هم همسر می شوند  و من خیلی خوشحال می باشم که خانم معلم عزیز که زنی زیبا و مهربان می باشد خیلی برای خوشبختی بابایم تلاش می کند....! خانم معلم می گوید:'' تا همین جا بس می باشد. دیکته عقشولانه بهت گفتم که خسته نشوی!''

من خیلی ناراحت می باشم که خانم معلم از احساسات پاک من سوء استفاده می کند و دیکته های بد اموزی می گوید از بس که همساده ما اصلا دختر ندارد. خانم معلم می گوید:'' من رفتم. به بابایت سلام برسان بگو پول این تدریس خصوصی ها را می کشم روی مهریه !! ...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 21:39 توسط JoOJoO NayNay |


من یک سوال از تمامی پسران شجاع دارم!

چرا مردا اینقدر از دکتر رفتن میترسن؟

انکارش نکنین که از هر کی بپرسین همینو میگه

مردا زنها رو مسخره میکننن که ۳۶۵ روز سال ۲۰۰ روزش توی مطب دکترن

 اما واقعیت اینه که میترسن نه!؟؟؟

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 21:26 توسط JoOJoO NayNay |


واقعا زندگی سخته بدون اونا
اما اینبار از شوخی گذشته ما ها به هم نیاز داریم
اینا تمامش حرفه که پسرا و دخترا به هم میزنن
هیچ کدوم از ما نمیتونیم دوری خواهرا و برادرامون رو حتی واسه ی لحظه ای تحمل کنیم حالا هرچی هم که طرف بد باشه.
اگه پسرا یا حتی ما دخترا بد بودیم خدا ما رو اصلا نمی افرید
حکمت خدا رو هیچکس نمیدونه
تمام وبای انتی بوی و انتی گرل حرفشون مفته
اگه به پسری که وبلاگ ضد دختر داره بگن از خواهر و مادرت یا حتی ازدختری که دوستش داری جداشو نمیتونه
در مورد ما دختراهم دقیقا همینه
پس زود قضاوت نکنین که واسه خودتون بد میشه............

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 21:24 توسط JoOJoO NayNay |


پسر ایرونی تا وقتی سه سالش بشه دوست نداره هیچکس بغلش کنه.

وقتی یه زن یا یه دختر ماچش می کنه گونه هاش قرمز می شه وخجالت می کشه ،

 ولی با رسیدن به سن چهار سالگی ذات پلید پسر ایرونی شروع به

 خودنمایی می کنه . مرتب خودشو به بهونه های مختلف می ندازه تو بغل

 زنا و دخترا . دنبال یه بهونه س که یه دخترو بوس کنه یا یه زن بوسش کنه.

 
به شیش سالگی که می رسه دیگه نمی ذاره باباش حمومش کنه .

برعکس سعی می کنه خودشو به مادرش بچسبونه ، بلکه با خودش ببردش حموم .

 به سن ده سالگی که می رسه شروع می کنه استفاده از ژیلت یازده بار

 استفاده شده باباش . هی این ژیلتو می کشه رو صورتشو کیف می کنه

 که مرد شده . دوازده سالش که شد نمی دونه چرا دلش می خواد با

 دخترای فامیل بازی کنه .


سیزده چهارده سالش که شد فکر میکنه خیلی خوش تیپه . خیال می کنه

 مامانش اونو از روی مدل "آلن دلون" زائیده . مرتب تو خیابون راه می ره و

دخترا رو نگاه می کنه و کم کم با بالاتر رفتن سن ، کمرش پایین تر میاد و

دکمه یقه پیرهنش به سگک کمربندش نزدیک تر می شه(نکته کنکوری) .


شونزده هفده سالگی دیگه یه چیزایی یاد گرفته . می دونه واسه بیرون

رفتن باید لباس عجیب بپوشه . مثلا یه پیرهن نارنجی که رو سینه ش

عکس یه جمجمه س می پوشه . رو کمرش نوشته : Just do it! (نکته

فوق کنکوری) . وای وای وای... نگو خواهر... ...(این قسمت حذف شده و

تو کنکور نمیاد) دیگه همین دیگه . آها... با بچه ها که می ره بیرون اسمش

 عوض می شه ، مثلا اگه اسمش سعید یا علی یا احمد یا جواد باشه

تبدیل می شه به : دیوید ، جک ، زاپاس ، تمساح ، سرنتی پیتی ، حامی

بچه ها(به یاد دایی احمد) ، خرچنگ ، یا بی بی...این قسمتم سانسور

شده تو کنکور نمیاد


هجده نوزده سالگی می فهمه یه جایی به اسم پاتوق وجود داره که با رفقا

توش جمع بشن . وای به حال اون دختر بدبختی که از کنار پاتوق رد بشه .

بلایی سر دختره میاره که ......کم کم یاد می گیره که دختر یعنی جنس

لطیف . نباید مث تاتارا طرفش رفت . باید طوری با لطافت رفت طرفش که

نفهمه می خوای گازش بگیری . باید با ملایمت رفت جلو و مخشو زد . فکر

 می کنه اگه خودشو آرایش کنه دخترپسند می شه . پس اول از همه

موهاشو بلند می کنه . بعد یا موهاشو "فر شیش ماهه" می زنه یا "گلت"

می کنه . بعدشم یه دمب اسبی و... تمام . دخترکش شد اروای عمهاش.


"هدف ما جلب رضایت شماست"


این شعارو سرلوحه کارش قرار می ده و می ره بوتیک یه جعبه لوازم آرایش

 می گیره صد و سی تومن . بار اول دوم چون بلد نیست زیر ابرو برداره زیر

و بالا رو با هم برمی داره و اصلا ابرو نمی ذاره . ولی خوب از اونجا که

"انسان جایزالخطاست" اونم اینقدر تمرین می کنه تا کم کم یاد می گیره.

سفید کننده می زنه به چه سفیدی... ریمل می زنه به چه سیاهی... رژ

می زنه به چه قرمزی... می شه مث کلاه قرمزی...


موهاشو که دمب اسبی می کنه سه تارو از سمت چپ و پنج تارو از

راست آزاد می کنه و می ندازه رو صورتش . اون دوتا تارموی اضافی سمت

 راستم حکایت داره . نماد خودشه و دختری که انشالا اونرو باهاش آشنا

می شه . عشقه دیگه...چه می شه کرد ؟

زنجیر طلا گردنش می ندازه اونقدر پهن که آدمو یاد قلاده سگای "ژرمن

شپرد" می ندازه . یه دستبند می ندازه دستش که چنان جرینگ جرینگ

می کنه که آدمو یاد زنگوله "بزغاله های شبیه سازی شده به دست توانمند

 ایرانی" می ندازه . بعد که کامل شد می ره سر مسیر وایمیسه .

واسه شروع کار سعی می کنه مخ دخترای پنجم دبستانی و اول راهنمایی

 رو شیربرنج کنه . بعد کم کم ارتقا می گیره و می ره سر مسیردبیرستانیا .


اولش فقط با یکی دوست می شه ولی کم کم می فهمه هر چیزی یه

زاپاس لازم داره ، پس می ره دنبال یه زاپاس واسه دوست دخترش... و از

 اونجایی که فکر می کنه هر چیزی یه زاپاس می خواد ، واسه زاپاسشم

 میره دنبال زاپاس و...


اگه قیافه داشته باشه (پسره رو می گم) نونش تو روغنه . دخترا رو مجبور

 می کنه براش خرج کنن . ولی وای به حال اون بیچاره بدقیافه . مجبوره

دوست دختراش مرتب پیاده بشه... که ولش نکنن .


می گذره و می گذره و می گذره تا کم کم می فهمه عاشق یکی از دخترا

شده . از اونجا که آقا پسر خیلی حرفه ای تشریف داره شروع می کنه به

آمار گرفتن از دختره که می بینه بله... آمار طرف پاکه و خانم از برگ گل پاک

 تره و قبلا با هیچکس دوست نبوده . شروع می کنه دوست دختراشو دور

 انداختن که فقط با همین یکی که عاشقشه بمونه . شروع می کنه واسه

 دختره خریدن کادو ، هدیه ، انگشتر ، تاپ ، شلوار ، روسری... می گذره تا

 اینکه یه روز زنگ می زنه گوشی "خانم بچه ها" می بینه "حاج خانم"

 جواب نمی ده . چن روزی زنگ مرتب زنگ می زنه و جواب نمی گیره .

بخاطر دوری و بی خبری از عشقش مریض می شه . می برنش

بیمارستان... که می فهمن بله... آقا ایدز داره . وقتی از بیمارستان میاد

بیرون نتیجه گیریش از اتفاقات گذشته اینه : یه دختر عاشقم کرد ، خرم کرد

 ، مریضم کرد ، بدبختم کرد ، ولم کرد . و اون طرف معادله رو اینجوری می

نویسه : دخترا رو عاشق خودم می کنم ، خرشون می کنم ، مریضشون

می کنم ، بدبختشون می کنم ، ولشون می کنم ...

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 21:3 توسط JoOJoO NayNay |


پسران به ۵ دسته تقسيم ميشوند:

۱- ظاهر زيبا و مغروری دارند اما باطنشان بر ميگردد به بچه های راه اهن و مولوی .

۲- نه ظاهر زيبايی دارند و نه باطن زيبايی (البته پسران هيچ وقت نمی توانند باطنی زيبا داشته باشند و حتی معنای ان
را هم نميتوانند درک کنند.)


۳- ظاهر زيبايی ندارند اما باطنی زيبا ودلنشين و جذب کننده ای دارند که البته:
گشتم نبود نگرد نيست.

۴- بعضی پسران هستند که (ببخشيد ؛شرمنده ) خر به دنيا می ايند و گاو از دنيا ميروند خر به دنيا مي ايند چون از زندگی هيچ چی نمي فهمن و گاو از دنيا ميرن چون تمام عمرشان را به خردن و خوابيدن مشغول بودن وهيچ گاه سعی نکردند که چيزی را بفهمند  ( البته کار خوبی کردند چون زور بی خود می زدند )


۵-دسته پنجم پسرانی هستند که به ظاهر پسر هستند و پسرانه رفتار می کنند اما در باطنشان دوس دارند دختر باشند که اين خصلت در صحبتها و اسامی که برای خودشان در نظرمي گيرند

کاملآ مشخص است . به عنوان مثال:

 پيشی ملوسه ........

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 20:58 توسط JoOJoO NayNay |


 

موارد استفاده بوق توي ايران توسط آقایون !!!!!!!

ردیف

نوع بوق

معنی

کاربرد

۱ یک بوق کوچولو

سام علیک!

احوالپرسی با راننده ی آشنا

۲ دو بوق

به!...خیلی کوچیکیم

احوالپرسی با راننده ی اشنا

۳ سه بوق

بابا کجایی بی وفا؟

احوالپرسی با راننده ی اشنا

۴ ۵۶۹ بوق

کجاااااااااا ؟

ویژه ی مسافر کشی

۵ بوق بدون وقفه به مدت نیم ساعت

بدو بیا دیر شد

صدا زدن اهل منزل برای رفتن به مهمانی

۶ بوق بدون وقفه ی معمولی

سلام ...

جلو مراکز درمانی و بیمارستان ها

۷ بوق با ملودی عروسی

ابراز احساسات

هنگام مشاهده ی ماشین عروس حتی خالی

۸ نصب بوق قطار بر روی پیکان

ندارد

نشانه ی ذوق سرشار راننده

۹ نصب بوق کامیون روی موتور

ندارد

نشانه ی بزرگواری موتورسوار

۱۰ نصب آجیر به جای بوق

ب......بوو

ویژه ی رانندگان جوات

۱۱ بوق بی وقفه بدون ملودی و نظم

خلاقیت کودک

ابراز احساسات کودکان وقتی جلو میشینند

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 20:43 توسط JoOJoO NayNay |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

بیا ! نگاش کن تو رو خدا آخه به نظر تو این موجود فرهنگ سرش میشه! نشسته جلویه جمع داره روزنامه می خونه اونم در چه حالتی !!! تازه عکسشم تو اینترنته ...... حالا بگین من دروغ می گم؟؟؟

-----------------------------------
به آدمای باجنبه می گم خیلی مرسی که میایو آتیش می گیری و چیزی نمی گی

ولی!!!

ولی تو که بی جنبه ای آره با توام تو که گوشات سرخ شده . دوست داری خفم کنی
اینا همش یه شوخی یه ولی واقعیته دیگه کاریشم نمیشه کرد...


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

هفته سوم بهمن 1386

هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386



پیوندها

آموزش زبان انگليسي و هندي
شبگرد


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS